




روزهای زیادی را منتظر همچین روزی بودم
روز میلاد تو
تو که تنها عشق من شده ای
امروز همه ی فرشتگان در آسمان
برایت جشن می گیرند
برای تولد تو ای خورشید شرق
و ما انسان ها
جشن می گیریم برایت بر روی زمین
تو با میلادت بر روی زمین و آسمان غوغا به پا می کنی
حرمت امشب بیشتر از قبل می درخشد
امشب دل های زیادی به پابوست می آیند
اما در میان این دل ها
افسوس که دل من ...
دل من از تو دور است
اما با همین فاصله نیز
فراموش نکرده ام روز میلادت را
من از همین جا
از این راه دور
به تو تبریک می گویم
به تو که با آمدنت همه را عاشق خود کردی
غریبی اینجا اما روز میلادت را همه برایت عاشقانه جشن می گیرند
امشب هزاران فقیر و پول دار
هزاران گناهکار و بی گناه
کنار ضریحت می آیند و از تو طلب می کنند
آنچه درد قلب هایشان است
پس من که نیامده ام چه ؟
من مجبورم از همین جا خواهان درخواستم باشم
قطعا خدا صدای مرا به گوشت خواهد رساند
همین که حرف هایم را بشنوی دلم آرام می گیرد
تو عشق من هستی
و من باید امروز به تو تقدیم کنم بهترین هدیه را
اما چه چیزی به تو بدهم
تا شایسته ی تو باشد
هرچیزی که به تو تقدیم کنم
حتی اگر گران ترین قیمت را داشته باشد
بازهم درمقابل عشق و چشمان زیبایت
ارزشش را از دست می دهد
شاید هدیه ای که تو را خیلی خوشحال می کند
این باشد که ما راه و روش تو را در پیش گیریم
و آن گونه زندگی کنیم که خدا را راضی نگه داریم نه خلق خدا را
پس من نمی گویم حتما بلکه می گویم همه ی تلاشم را می کنم تا همانند توزندگی کنم
هرچند سخت است
اما امتحانش به لذتش می ارزد
بار دیگر از دور می گویم
تولدت مبارک عشق من

میلاد با سعادت آقا امام رضا ( ع ) بر همه ی شما عاشقان مبارک باد