سلام

من برگشتم به لطف خدا و امام رضا صحیح و سلامت به شهرم اومدم

اما موقع خداحافظی از حرم خیلی دلم گرفت

چون فکراینکه آیا دوباره حرم آقا رو می بینم یا نه دیونه ام می کنه 

از حضور همه اتون ممنون

ازفردا مطالب جدید در وبلاگ می گذارم

امیدوارم بازم شاهد حضورتون باشم

براهمتون دعا کردم امیدوارم خدا و امام رضا قبول کنند

درپناه خدا وآقاعلی بن موسی الرضا

سفر به سوی مشهد

عجب لحظه ی شیرینی است

آن هنگام که می فهمی اجازه ی ورود به مشهد را داری

خدا دعایم را مستجاب کرد

و امام رضا حکم ورودم را امضا کرد

به امید خدا عازم مشهد هستم

حال و روزم را نمی توانم شرح دهم

از خوشحالی بغض گلویم را می فشارد

و اشک از چشمانم سرازیر می شود

دیدار بعد از یکسال

آن هم دیدار معشوق

رویایی بس شیرین است

بعد از یکسال

چشمان تاریک من

دوباره روشن خواهد شد

با دیدن حرم پرنور حضرت رضا

خدایا از تو ممنونم که دعایم را اجابت کردی

اگر می دانستم دعایم به این زودی مستجاب می شود

دعایی دیگر می کردم

نه ، دیگر این جمله را امروز نخواهم گفت

زیرا این بهترین دعایم بود

من از تو خواستم مرا راهی پابوس امام رضا کنی

و الان هم چیزی جز تشکر از تو نمی گویم

خدایا ممنونم

امام رضا ممنونم

به خاطر لطفی که در حق من کردید

پس از اینجا تا مشهد سر می دهم زمزمه ی



اسلام علیک یا علی بن موسی الرضا






دوستای خوبم تو این مدت اگه به وبم سر زدید
و ازمن دعوت کردید تا از وبلاگتان دیدن کنم
مطمئن باشید بعد از بازگشت
به امید خدا از وبلاگ همه ی
شما دیدن خواهم کرد
تک تک شما را در حرم آقا امام رضا دعا خواه
شما هم مرا دعا کنید تا صحیح و سلامت برم و برگردم

دل نوشته های من برای امام رضا

امام رضا دیگه باهات قهرم 

چرا هر موقع که دلم هواتومی کنه

اجازه نمی دی بیام تو حرمت

می دونم گناه کارم

می دونم آدم زیاد خوبی نیستم

اما به خدا دلم برا دیدن حرمت

هر لحظه پر میکشه .

تو خودت که می دونی چقدر لذت می برم

وقتی که میام به حرمت پس چرا ؟

دیگه من و راه نمی دی ؟

حالا خواهش می کنم دوباره واسه چند لحظه هم که شده

بزار بیام مشهد فقط به اندازه ی یه دقیقه هم که بیام

تو حرمت برام کافیه

آره اول نوشته هام گفتم باهات قهرم

اما جدی نگفتم مگه می تونم با تو قهر کنم

مگه بعد از خدا کسی بهتر از تو واسه ی درد و دل کردن دارم ؟

اگه گفتم باهات قهرم فقط بزار پای

دلتنگی هام .

به خدا خیلی دلتنگتم امام رضا .

حدیثی از امام رضا ( ع ) در قالب شعر

امام رضا ( ع ) می فرمایند : بنده باید جز از گناهانش نترسد و جز به خدا امید نبندد. 

زندگی یعنی ترس از آدم های عالم

ترس از هرچه جز گناه های عالم

گر شب و روز غرق باشد انسان در گناه

نترسد از گناه در درگاه خدای هر دو عالم


امید بندد هر بنده بر بنده ی دیگر

دراز گردد دست هر بنده نزد بنده ی دیگر

شب و روز التماس کند به خلق الله

تا کارش را انجام دهد بنده ی دیگر


هر دو اشتباه است و اشتباه

باید ترسید از گناه

باید امید بست به خدا

تا که دور کند ما را از گناه


بنده باید جز از گناهانش نترسد

و جز به خدا امید نبندد

این سخن امام رضاست

جز سود کسی در آن چیزی نبیند


شما دوست عزیز چقدر به خدا امید می بندید و چقدر به بنده ی خدا ؟

تا چه حد از گناهان خود می ترسید ؟

لطفا صادقانه پاسخ دهید .


مطلبی در مورد فرمایش امام رضا ( ع )

زندگی یعنی زیستن

بدون غم

بدون دلهره

بدون ترس

زندگی یعنی از یاد بردن هرآنچه که دلت را می آزارد .

زندگی یعنی فراموش کردن

اتفاقات تلخ

اما مگر می شود همه چیز را فراموش کرد .

گاهی فکر کردن

به اتفاقات تلخ زندگی

همانند شب زنده داری

در پیشگاه خداست .

امام رضا ( ع ) می فرمایند : همانا یاد مرگ برترین عبادت است .

چه سخت است

اندیشیدن به مرگ

مرگ مگر می شود عبادت باشد ؟

او مرا از تو و تورا ازمن جدا می سازد .

اما به قول سهراب

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید .

شیرینی مرگ به اندازه ی زندگیست .

مرگ پیوند من و معشوق است .

معشوقی که نام زیبایش خداست .

توای دوست عزیز تا چه حد از مرگ می ترسی ؟

 

حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر

به نام آنکه مرا یاری کرد تا قلم در دست گیرم .

همیشه وقت زیادی را صرف خواندن کتاب های گوناگون می کنیم .

( مخصوصا رمان وشعر )

چنان غرق در مطالب می شویم که حاضریم شب بیدار بمانیم تا کتاب را بخوانیم .

چرا که می خواهیم بدانیم آخر داستان چه می شود .

کتاب غذای روح است و واقعا نیاز است که انسان کتاب های بسیاری را بخواند حتی گاهی اوقات بعضی از کتاب ها ارزش این را دارند که چندین بار خوانده شوند .

کتاب باید به آدم چیزهای زیادی را یاد بدهد هم خوب و هم بد .

تا خوب ها را در زندگیش اجرا کند و از بدی ها دوری کند .

امام رضا ( ع ) درضمن تجلیل از قرآن و اعجاز آن فرمودند : قرآن ریسمان محکم و  بهترین راه به بهشت است . قرآن انسان را از دوزخ نجات می دهد .

بعضی از ما آدم ها قرآن را می گذاریم توی طاقچه ی اتاقمان وفقط تنها چیزی که نسیب آن قرآن می شود گرد و خاک است و گاهی سالی یکبار ورق می خورد .

انصافا کدام یک از ما ( مخصوصا جوانان، البته تعدادی هم با قرآن انس کامل دارند  ) کتاب قرآن ، بهترین و کامل ترین کتاب آسمانی را آن طور که باید بخوانیم ، می خوانیم ؟

اگر هم بخوانیم توجه ای به معنی و مفهوم آن نداریم و نمی دانیم قرآن را کجای زندگیمان باید قرار دهیم .

من که شخصا باید بگویم قرآن می خوانم اما کمتر به معنی اش توجه می کنم .

اما هرگاه خوب توجه کرده ام و در زندگیم دستورات آن را پیاده کرده ام بسیار موفق شده ام .

این حرف ها را فقط برای ظاهر سازی نمی گویم .

واقعا همه ی ما می دانیم که قرآن کلام خدا حتی با گذر زمان اثرش را از دست نمی دهد اما خیلی به آن بی توجه هستیم .

به نظر شما قرآن را در کجای زندگیمان باید قرار دهیم ؟

قرآن تا چه اندازه راه راست را به ما نشان می دهد ؟

وازهمه مهمتر چندین بار ارزش خواندن را دارد ؟

لطفا صادقانه پاسخ دهید .

نظر خود من این است که قرآن باید اصل زندگیمان باشد یعنی همه ی زندگیمان را با قرآن زینت بخشیم .

قرآن صد در صد راه درست را به ما نشان می دهد اما خود من بیشتر اوقات برای تصمیم گیری های مهم زندگیم به سراغش نمی روم اما می دانم که اشتباه است .

به نظر من قرآن کتابی است که حتی اگر هزاران بار هم خوانده شود باز هم کم است . افسوس که خود من کمتر از هزار بار آن را خوانده ام .

به امید روزی که همه ی ما قرآن را بیشتر بخوانیم .

حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر

چرا هرگاه ما با مشکلی که مواجه می شویم هرکاری می کنیم به جز صبر کردن ؟

چرا هرگاه مرتکب گناه می شویم طلب بخشش نمی کنیم ؟

چرا هرگاه خشمگین می شویم خشم خود را کنترل نمی کنیم ؟

وخیلی چرا های دیگر ؟

مگر صبر کردن ، طلب مغفرت ، کنترل خشم از ویژگی های یک مسلمان واقعی نیستند ؟

پس چرا به هیچ یک از آن ها آن طور که باید عمل نمی کنیم ؟

شاید به دلیل این  است که در عصر حاضر مسلمانی فقط به اسم و نهایت بر پا خواستن نماز است .

اما آیا می شود کامل ترین دین خدا به نماز خواندن تنها اکتفا کند ؟

نه هرگز

یک مسلمان یعنی کسی که در مواجه با گرفتاری ها از خود صبر نشان دهد ومانند یک کوه استوار باقی بماند . نه اینکه همانند نهالی کوچک در برابر طوفان قد خم کند .

مسلمان یعنی کسی که در برابر توهینات خشم خود را کنترل کند و بعد از مهار خشم خود تصمیم بگیرد .

مسلمان یعنی کسی که بعد از انجام گناه از ته دل خالصانه توبه کند و دیگر به سمت گناه نرود .

از امام رضا ( ع ) درباره ی بهترین بندگان سوال شد . فرمود : آنان هرگاه نیکی کنند خوشحال شوند ، هرگاه بدی کند آمرزش خواهند ، هرگاه عطا شوند شکر گذارند ، هرگاه بلا بینند صبر کنند و هر گاه خشم کنند در گذرند .

من این حرف ها را اول به خودم می گویم . چرا که خودم بیشترین اشتباهات را دارم مخصوصا در کنترل نکردن خشمم .

البته اغلب جوانان قادر به کنترل خشم خود نیستند اما باید بدانیم که هیچ چیز بدتر از فرمان برداری ازخشم نیست .

خشم در یک لحظه به سراغ آدم می آید و در یک چشم به هم زدن هم می تواند زندگی را نابود کند .

شما دوستان عزیز تا چه میزان خشم خود را کنترل می کنید ؟

تا چه حد بعد از گناه پشیمان می شوید وآمرزش می خواهید ؟

تا چه میزان در برابر مشکلات زندگی صبر پیشه می کنید ؟

تا چه حد از عمل نیک خود شاد می شوید ؟

منتظر جواب شما در مورد هر یک از سوال ها هستم .

البته فقط خواهش می کنم صادقانه جواب دهید .

در پناه حق و مولا علی بن الموسی الرضا .

حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر

امام رضا ( ع ) می فرمایند : بی اعتنایی به دارایی مردم ، بهتر از بذل و بخشش است .

حدیث بسیار زیبایی است اما افسوس که در خور اکثر ما نیست .

زندگی بیشتر ما انسان ها غرق شده در چشم و هم چشمی های روزگار .

هرچند خودمان فکر می کنیم که هم چشمی چیز چندان بدی نیست .

اما کسی به چشم و هم چشمی می پردازد که مال مردم برایش اهمیت دارد و حتی اگر خودش وضعیت مالی مناسبی نداشته باشد هزار جور خود را به در و دیوار می زند تا وضعیت زندگیش همانند انسان های پولدار شود و دوست دارد هر آنچه را که مال دیگری است از آن خود کند و به حق خود قانع نمی گردد .

این امر تنها مربوط به پول نیست بلکه دارایی های معنوی و اجتماعی هم در بر می گیرد .

گاهی کسی به مقام دیگری غبطه می خورد و هزار راه را امتحان می کند تا او را از میدان بیرون کند تا شاید خودش به آن مقام و منزلت برسد اما همین انسان که به حال دیگران غبطه می خورد ممکن است  در حق بیچارگان بسیار بذل و بخشش کند .

اما آیا درست است ؟

آیا نباید به داشته های خود قانع باشیم؟ آیا با ید حسرت چیزهایی را که نداریم بخوریم ؟

سخت است که به حال دیگران غبطه نخوریم چرا که هرکس بهترین ها را می خواهد .

اما امکان پذیر است و باید دانست که بعد از هر سختی ای یک شیرینی بی نظیری  وجود دارد که طعمش را می توانی تا آخر عمر زیر زبانت بچشی .

به حق خود قانع بودن بهتر از این است که قانع نباشی و به دیگران ببخشی .

شاید گفتن آسان تر از عمل کردن باشد اما نباید فراموش کرد که انسان اشرف مخلوقات است و هر آنچه را که اراده کند البته چیزی را که خواست پروردگار هم باشد به دست می آورد .

من در مورد خودم باید بگویم که در گذشته به حال دیگران غبطه می خوردم .

به همه چیزشان ، به زیبایشان ، پولشان ، مقامشان ، اما چند سالی است که دیگر غبطه نمی خورم و فکر می کنم که من بهترین شرایط را دارم .

چرا که همه ی چیزهای این دنیا یک روز به پایان می رسند و نابود می شوند اما یک چیز هست که هنوز به آن غبطه می خورم آن هم ‌ایمان مسلمانان حقیقی است .

و همه ی سعی و تلاشم این است تا شاید یک روز من هم دارایی با ارزش آنها یعنی ایمان خالص را به دست آورم .

حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر

 

همان طور که همه ی ما می دانیم نماز ستون دین است و اکثرا هم به نماز و روزه تنها اکتفا می کنیم .

مگر می شود تنها ستون های یک ساختمان را بنا کرد و بقیه ی آن را رها سازیم ؟ نه هرگز !

پس چطور می شود که ما ستون های دینمان را می سازیم اما سقف آن را کمتر می سازیم و یا اصلا نمی سازیم .

ما هر آدمی را که بیشتر وقتش را صرف نماز خواندن و روزه گرفتن کند آدم بسیار خوب و با ایمانی می دانیم و می گوییم او همیشه در حال عبادت است و آدم ها را از روی تعداد نمازهایشان رده بندی می کنیم .

 امام رضا ( ع‌)می فرمایند : عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است .

هرگاه در زندگیمان یک اتفاق می افتد که باب دل ما نیست به جای اینکه بگوییم خواست خدا بوده است و در کار خدا اندیشه کنیم با خدا قهر می کنیم . و اگر ایمانمان تنها به طنابی باریک متصل باشد به واسطه ی همان قهر با خدا شاید نمازمان را هم ترک کنیم تا به خدا نشان دهیم حالا که او آرزویمان را برآورده نمی کند پس ما هم فرمایشات او را انجام نمی دهیم ! اما مگر خدا به نماز ما نیازی دارد که ما این کار ها را می کنیم ؟

از همه ی اینها که بگذریم اگر کسی هم بخواهد در کارهای خدا بیندیشد بیشتر مردم مانع آن می شوند و به او می گویند در کار خدا نیندیش ، دیوانه می شوی ؟

اما مگر شناخت معشوق آن هم از نوع حقیقی دیوانگی به بار می آورد ؟

اندیشیدن در کار خدا فقط باعث می شود که شخصیت ما محکم تر شود و یا با هر شکستی زمین نخوریم و بدانیم که در انجام هرکاری مصلحت خدا در آن نهفته است که ما خودمان از آن بی خبریم .

پس چه بهتر که همه ی ما اول عبادت حقیقی یعنی اندیشیدن در امر خدا را انجام دهیم و بعد بپردازیم به خواندن نماز و روزه ی مستحبی .

حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر


امام رضا ( ع ) می فرمایند :

بهترین و ارزنده ترین خصلت ها : انجام کارهای نیک ، فریاد رس بیچارگان و برآوردن آرزوی آرزومندان است .

به راستی همه ی ما چقدر به این حدیث توجه می کنیم ؟

چندساعت از روز را اختصاص می دهیم به انجام کارهای نیک ؟

ما در عصر ارتباطات زندگی می کنیم .

در عصری که به جرات می توان گفت : بشر همه ی امکانات زندگی را در اختیار دارد .

اما وضعیت زندگی ما با همه ی امکاناتی که داریم از گذشتگان هم بدتر است .

در گذشته امکانات خیلی کم بود اما قلب ها بزرگ و سرشار از محبت بود.

گذشتگان ما حتی اگر خودشان در وضعیت چندان خوبی به سر نمی بردند بازهم با تمام بدبختی های خود به فکر بیچارگان هم بودند اما ما چه ؟

شب و روز اگر دستانمان را به سوی درگاه حق دراز کنیم فقط دعا می کنیم برای برآورده شدن آرزوهای خودمان .

آنقدر غرق در آرزوهای خود می شویم که دیگران وآرزوهایشان را فراموش می کنیم وغافل از اینکه شاید خود ما که آرزومند هستیم بتوانیم آرزوی دیگری را برآورده کنیم .

چرا که شایدآرزوی دیگران خیلی کوچکتر از آرزوی ما باشد ویا شاید ما به آن آرزو رسیده باشیم و بتوانیم مسیری را که برای رسیدن به آرزویمان طی کرده ایم را برای آنان شرح دهیم تا با مشکلات کمتری روبه رو شوند .

اما مگر می شود در این زمانه به فکر کسی بود ؟

زمانه ای که انسان گاهی وقت ها خود را هم فراموش می کن و بدتر از آن خالق خویش را هم فراموش می کند چه برسد به مردم !

شما چقدر از این خصلت های خوب را در وجودتان دارید ؟

ده درصد – سی درصد – پنجاه درصد ویا صد درصد ؟

خودتان بگویید چند درصد چنین خصلت هایی را دارید که امام رضا ( ع ) فرموده اند ؟

من که خودم اینجا اعتراف می کنم که گه گاهی به فکر بیچارگان هستم اما نه به آن اندازه ای که وظیفه ام هست

اما باید بگویم که اصلا به فکر برآورده کردن آرزوی دیگران نبوده ام یا بهتر است بگویم هیچ وقت به چنین چیزی فکر نکرده ام .

اما از حالامی خواهم به همه چیز فکر کنم تا شاید جز بهترین ها شوم و این تغییر  ناگهانی را اول مدیون خدا وبعد امام رضا هستم.