حدیثی از امام رضا ( ع ) و بررسی آن در عصر حاظر
همان طور که همه ی ما می دانیم نماز ستون دین است و اکثرا هم به نماز و روزه تنها اکتفا می کنیم .
مگر می شود تنها ستون های یک ساختمان را بنا کرد و بقیه ی آن را رها سازیم ؟ نه هرگز !
پس چطور می شود که ما ستون های دینمان را می سازیم اما سقف آن را کمتر می سازیم و یا اصلا نمی سازیم .
ما هر آدمی را که بیشتر وقتش را صرف نماز خواندن و روزه گرفتن کند آدم بسیار خوب و با ایمانی می دانیم و می گوییم او همیشه در حال عبادت است و آدم ها را از روی تعداد نمازهایشان رده بندی می کنیم .

امام رضا ( ع)می فرمایند : عبادت به زیادی نماز و روزه نیست بلکه به اندیشیدن در امر پروردگار متعال است .

هرگاه در زندگیمان یک اتفاق می افتد که باب دل ما نیست به جای اینکه بگوییم خواست خدا بوده است و در کار خدا اندیشه کنیم با خدا قهر می کنیم . و اگر ایمانمان تنها به طنابی باریک متصل باشد به واسطه ی همان قهر با خدا شاید نمازمان را هم ترک کنیم تا به خدا نشان دهیم حالا که او آرزویمان را برآورده نمی کند پس ما هم فرمایشات او را انجام نمی دهیم ! اما مگر خدا به نماز ما نیازی دارد که ما این کار ها را می کنیم ؟
از همه ی اینها که بگذریم اگر کسی هم بخواهد در کارهای خدا بیندیشد بیشتر مردم مانع آن می شوند و به او می گویند در کار خدا نیندیش ، دیوانه می شوی ؟
اما مگر شناخت معشوق آن هم از نوع حقیقی دیوانگی به بار می آورد ؟
اندیشیدن در کار خدا فقط باعث می شود که شخصیت ما محکم تر شود و یا با هر شکستی زمین نخوریم و بدانیم که در انجام هرکاری مصلحت خدا در آن نهفته است که ما خودمان از آن بی خبریم .
پس چه بهتر که همه ی ما اول عبادت حقیقی یعنی اندیشیدن در امر خدا را انجام دهیم و بعد بپردازیم به خواندن نماز و روزه ی مستحبی .
از همه دل بریده ام دلم اسیر یک نگاست