سفر به سوی مشهد

عجب لحظه ی شیرینی است
آن هنگام که می فهمی اجازه ی ورود به مشهد را داری
خدا دعایم را مستجاب کرد
و امام رضا حکم ورودم را امضا کرد
به امید خدا عازم مشهد هستم
حال و روزم را نمی توانم شرح دهم
از خوشحالی بغض گلویم را می فشارد
و اشک از چشمانم سرازیر می شود
دیدار بعد از یکسال
آن هم دیدار معشوق
رویایی بس شیرین است
بعد از یکسال
چشمان تاریک من
دوباره روشن خواهد شد
با دیدن حرم پرنور حضرت رضا
خدایا از تو ممنونم که دعایم را اجابت کردی
اگر می دانستم دعایم به این زودی مستجاب می شود
دعایی دیگر می کردم
نه ، دیگر این جمله را امروز نخواهم گفت
زیرا این بهترین دعایم بود
من از تو خواستم مرا راهی پابوس امام رضا کنی
و الان هم چیزی جز تشکر از تو نمی گویم
خدایا ممنونم
امام رضا ممنونم
به خاطر لطفی که در حق من کردید
پس از اینجا تا مشهد سر می دهم زمزمه ی

اسلام علیک یا علی بن موسی الرضا

دوستای خوبم تو این مدت اگه به وبم سر زدید
و ازمن دعوت کردید تا از وبلاگتان دیدن کنم
مطمئن باشید بعد از بازگشت
به امید خدا از وبلاگ همه ی
شما دیدن خواهم کرد
تک تک شما را در حرم آقا امام رضا دعا خواه
شما هم مرا دعا کنید تا صحیح و سلامت برم و برگردم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۲ ساعت 15:47 توسط رزیتا/امیرحسین
|
از همه دل بریده ام دلم اسیر یک نگاست