رزیتا

دل بسته ام به نامت به نام پر وفایت

به نامی که هر لحظه شده آرام جانم


گر غرق باشم در غصه و در ماتم

نام توبعد از خدا آرام کند این جانم


معجزه هایت بسیار در حق بندگان است

پس معجزه ای کوچک بکن در حق جانم


نه معجزه که تنها برای من  کافی نیست

گه گاهی هم نگاهی بنداز به سوی جانم


نه نگاه که تنها کفایت مرا نیست

دستی پر از محبت بکش بر روی جانم


نه دست پر محبت چیز مهمی که نیست

مهم این است که گاهی دعا کنی به جانم


اصلا مرا ببخش تو ندارم حق دستور

فقط باید بگم که برای تو این جانم