مولای غریب و آشنایم

دلتنگ دیدارتوهستم

چشمانم بی قراری می کندو می بارد درفراقت

اماصبوری می کندقلبم برای دیداردوباره

چراکه شیرینی وصل تلخی فراق راازخاطرم خواهدبرد


مولای من

بگذاردیدگان به نور حرمت منور گردد